دكتر عقيقى بخشايشي

1709

چهارده نور پاك ( فارسي )

خبر آورد كه " ابن الرضا ابو محمد " ( 1 ) حسن عسكرى بر در تالار است . پدرم فرياد برآورد : زود هر چه زودتر به استقبالش شتابيد و او را همراهى كنيد تا وارد شود اين وضع براى من كه پسر او بودم بسيار تازگى داشت ، چون من تا كنون به ياد نداشتم كه جز خليفه و وليعهد و چند نفر از رجال خاص ، در خلافت كسى را در حضور پدرم با كنيه و لقب صدا كنند " . ( 2 ) آرى كنيه احترام روشن و درخشانى بود كه دربارهء هر كسى در محفل پدرم به آسانى صورت نمى گرفت در محفل پدرم رسم چنين بود كه مردم را با اسم خشك و خالى ، صدا مى كردند . در مجلس پدرم هنگامى كه كنيهء ابومحمد به ميان آمد احساس كردم كه پدرم با شوق و اشتياق فراوان از صميم قلب گفتند كه تشريف فرما شوند ، من نخست چنين انتظارى داشتم كه پدرم با حاجب پرخاش كند كه چرا يك مرد غير رسمى را با كنيه ياد كرده است و اسم خشك و خالى او را نگفته است چشم بر در دوخته بودم تا ببينم اين مرد كه مىآيد چه هيئت و شمايلى دارد ناگاه ديدم در باز شد نوجوان بلند قامت زيبار و ، گندم گون ، خوش هيكل با نهايت تشخص و وقار ، وارد تالار شد . تا چشم پدرم به او افتاد از جاى خود برخاست و چندين قدم به سوى او شتافت و از وى استقبال به عمل آورد او را به آغوش كشيد ، صورتش را بوسيد سينه اش را بوسيد دستش را گرفت و او را بر مسند ويژه ، پهلوى خود نشاند و يكباره روى خود را برگرداند و با او به گفت و شنود پرداخت و من شنيدم كه طى اين اين گفتگوها پدرم چندين بار كلمه " فدايت شوم " را به كار برد . اين چيزى بود كه هرگز به كسى نمى گفت حتى يك بار هم گفت : " پدر و مادرم فداى تو باد . " در اين وقت پرده دار ، پرده را كنار كشيد و گفت :

--> 1 . امام رضا روى شهرت و موقعيت مقبول عامى كه پيدا كرده بود نام آن بزرگوار را بر فرزند و نوادگان او نيز اطلاق مى نمودند چنان كه به امام جواد و امام هادى و امام حسن عسكرى ( ع ) نوعا " ابن الرضا " مى گفتند . 2 . مى دانيم كنيه در ادب عرب نامى است كه با " اب " يا " ام " شروع مىشود مانند ابوالحسن ، ام كلثوم و تعبير با كنيه ، نشان تعظيم و احترام نامبردگان با كنيه مى باشد .